تبلیغات
جهاد اكبر
آخرین مطالب
05:18 ب.ظ
41
روحانی واقعی




روحانى واقعى

حرفهاى «علیرضا روحانى» تأثیر زیادى روى بچه‏ها مى‏گذاشت، به خاطر این كه هر چه به دیگران مى‏گفت، اول خودش به آن عمل كرده بود. اخلاص عجیب او باعث شده بود تا حتى زخمى شدن او در عملیات‏ها از خانواده‏اش هم مخفى بماند. حال دعا و مناجات خاص خود را داشت.

سوز و حال دعاى او وقت خواندن آیات قرآن و آیةالكرسى هنگام صبحگاه و دویدن بچه‏ها، در یاد هم‏سنگران او زنده مانده است. وقتى براى آخرین بار به جبهه اعزام مى‏شد، گویى مى‏دانست برنمى‏گردد، تمام سفارشهاى لازم را به همه مى‏كرد.

علیرضا روحانى در عملیات كارخانه‏ى نمك به همراه تعداد زیادى از دوستان خود به شهادت رسید.

(حدیث حماسه، اكبر جوانى - احمدرضا كریمیان، لشكر 14 امام حسین (ع)، تابستان 75، ص 93)

راوى: مجتبى روحانى


شهادت در شب جمعه

صبح جمعه بود و «علیرضا» (شهید علیرضا روحانى كه در منطقه‏ى فاو به شهادت رسید) دعاى ندبه مى‏خواند. پس از دعا كمى با هم صحبت كردیم. خیلى ناراحت بود. گفتم: «چرا ناراحتى! مگر كشتى‏هایت غرق شده!». گفت: «دیدى شب جمعه هم گذشت و من هنوز شهید نشده‏ام!» گویى به او الهام شده بود كه در شب جمعه به شهادت خواهد رسید. دلدارى‏اش دادم و گفتم: «مگر خودت نمى‏گفتى تا ظهر جمعه نیز ثواب شب جمعه را دارد».

ساعت ده صبح بود كه براى نگهبانى به سنگرهایمان رفتیم. من در سنگر دوم و او در سنگر اول. ساعت حدود 10:30 بود كه امدادگر دسته از سنگر اول باز مى‏گشت. گفتم: «آقاى حسینى! كسى مجروح شده؟». جوابى نداد. به سنگر علیرضا دویدم.وقتى بالاى سرش رسیدم، در حال جان دادن بود؛ تیرى به سرش اصابت كرده بود. لحظه‏اى بعد، جان به جان آفرین تسلیم كرد و به لقاى دوست رسید.

(خودشكنان، مرتضى جمشیدیان، لشكر 14 امام حسین (ع)، تابستان 75، ص 55)